تبليغاتX
زخم فدک
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  قبر ومحل براورده شدن حاجت
تاجری در بلخ دو پسر داشت از جمله میراث او سه تار مو از موی مبارک حضرت رسول بود وقتی ان دو برادر خواستند میراث را تقسیم نمایند هر یک یک موی را برداشتند برادر بزرگ گفت ان موی دیگر را نصف می کنیم وهر یک نصفی از ان را برمی داریم برادر کوچک گفت قطع کردن موی مبارک حضرت رسول از ادب دور است برادر بزرگ گفت چون به قطع ان راضی نمی شوی ان را تو بردارو به ازای ان مقداری از مال به من بده برادر کوچک گفت من هر دو تار موی مبارک را بر می دارم و تمام میراث را به تو می دهم که من را مویی از ان حضرت به جهانی می ارزد برادر بزرگ راضی شد موها را به برادر داد و تمام ارثیه را برداشت ان صاحب دولت موها را در حلقه پاکیزه ای قرار داده در گریبان جان نهاده و پیوسته ان را بیرون می اورد و می بوسید و بر رسول خدا صلوات می فرستاد مدتی نگذشت که غبار ادبار بر صفحه روزگار برادر بزرگ نشست و اموالش تلف گشت برادر کوچک را گل مراد از شاخسار اقبال شکفت و بر اقران و امثال برتری به هم رسانید چون وفات نمود یکی از اولیای بلخ رسول خدا را در خواب دید وبه او فرمود به مردمان بگو که هر که را حاجتی باشد به سر قبر فلان رفته دعا کند تا حاجتش براورده شود ان شخص عرض کرد یا رسول الله {ع} سبب این کرامت چیست؟ فرمود: در تعظیم موی من مبالغه نمود و بسیار بر من صلوات می فرستاد لذا در زمان حیات و بعد از وفات قبر او محل استجابت دعا گردید.   فضایل صلوات  ص ۱۵۷

نویسنده : خادمین اهل بیت (ع) | ساعت روز
| لینک ثابت