تبليغاتX
زخم فدک - ادعيه آن حضرت در امور متفرقه

زخم فدک

عجب ذكرى عجب خونين سجودى ..........شرار و بوستان، ياس و كبودى

براى طلب نزول سفره‏ى آسمانى
در پناه بردن به خدا از غضب او و رسولش
در پناه بردن به خدا از كمى ياور
براى بخشيده شدن گناهان
در هنگام بيمارى براى كسب رحمت الهى
در شب وفاتش براى طلب رحمت الهى
در هنگام بيمارى، براى بخشش گناهان شيعيانشان
در طلب مرگ، بعد از آنكه بر ايشان ظلم واقع شد
براى تعجيل در وفاتش
در هنگام وفات
هنگام وفات، براى كسب رحمت الهى

دعاؤها عليهاالسلام لطلب نزول مائدة من السماء
روى عن ابن عباس في حديث طويل ان النبي صلى الله عليه وآله دخل على فاطمة عليهاالسلام فنظر الى صفار وجهها و تغيّر حد قتيها، فقال لها: يا بنيّة، ما الذى اراه من صفار وجهك و تغيّر حدقتيك؟ فقالت: يا ابه انّ لنا ثلاثاً ما طعمنا طعاماً الى ان قال: ثم و ثبت حتّى دخلت الى مخدع لها فصفّت قدميها فصلّت ركعتين، ثم رفعت باطن كفّيها الى السماء و قالت:
اِلهي وَ سَيِّدى هذا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ، وَهذا عَلِيٌّ ابْنُ عَمِّ نَبِيِّكَ، وَ هذانِ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سِبْطا نَبِيّكَ.
اِلهي اَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ كَما اَنْزَلْتَها عَلي بَنياِسْرائيلَ، اَكَلُوا مِنْها وَ كَفَرُوا بِها، اَللَّهُمَّ اَنْزِلْها عَلَيْنا فَاِنَّا بِها مُؤْمِنُونَ.
و في رواية:
اَللَّهُمَّ اِنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ نَبِيِّكَ قَدْ اَضَرَّبِهَا الْجُوعُ، وَ هذا عَلِيُّ بْنُ اَبيطالِبٍ ابْنُ عَمِّ نَبِيِّكَ قَدْ اَضَرَّ بِهِ الْجُوعُ، فَاَنْزِلِ

دعاى آن حضرت براى طلب نزول سفره آسمانى
روايت شده كه روزى پيامبر بر آن حضرت وارد شد و ديد چهره ايشان زرد شده است،پيامبر اكرم از علّت آن جويا شد، فرمودند: سه روز است كه غذا نخورده‏ايم، حضرت فاطمه عليهاالسلام آنگاه به اتاقى رفته و دو ركعت نماز گذارد و دستها را بلند كرده و فرمود:
اى پروردگار من و اى مولاى من! اين محمد پيامبر تو، اين على پسر عموى پيامبرت، اين دو حسن و حسين دو نوه پيامبرت مى‏باشند.
پروردگارا! همچنانكه براى بنى‏اسرائيل از آسمان غذا نازل فرمودى، براى ما نيز غذا نازل فرما، اگر بنى‏اسرائيل غذا را خورده و بدان كافر شدند، خداوندا غذا را براى ما نازل فرما، چرا كه ما بدان ايمان داريم.
و در روايتى آمده:
پروردگارا! به فاطمه دختر پيامبرت گرسنگى فشار آورده، و به على بن ابى‏طالب پسر عموى پيامبرت گرسنگى فشار آورده، پس براى ما غذائى از

اللَّهُمَّ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ كَما اَنْزَلْتَها عَلي بَني‏اِسْرائيلَ فَكَفَروُا وَ اِنَّا مُؤْمِنُونَ.
قال ابن عباس: واللّه ما استتمّت الدعوة، فاذا هي بصحفة من ورائها- الخبر.
دعاؤها عليهاالسلام فى التعويذ من سخط الله و رسوله
اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ وَ سَخَطِ رَسُولِهِ.
دعاؤها عليهاالسلام فى التعويذ
اَعُوذُ بِكَ يا رَبِّ مِنَ الْحَوْرِ بَعْدَ الْكَوْرِ.
دعاؤها عليهاالسلام لغفران الذنوب
روى عنها عليهاالسلام انها قالت: علّمنى رسول‏الله صلى الله عليه و آله صلاة ليلة الاربعاء، فقال: من صلّى ست ركعات، يقرء فى كل ركعة الحمد
آسمان بفرست، همچنانكه بر بنى‏اسرائيل فرستادى، آنان به تو كافر شدند، و مابه تو ايمان داريم ابن‏عباس گويد، بخداى سوگند كه دعاى ايشان تمام نشده بود كه سفره‏اى در پشت آن حضرت قرار گرفت- تا آخر حديث
دعاى آن حضرت در پناه بردن به خدا از غضب او و رسولش
پناه مى‏برم به خدا از غضب او و غضب پيامبرش

دعاى آن حضرت در كمى ياور
پروردگارا بتو پناه مى‏برم از كمى ياران پس از پيروزى و فراوانى آنها.

دعاى آن حضرت براى بخشيده شدن گناهان
از آن حضرت روايت شده كه فرمود: پيامبر نماز شب چهارشنبه را به من تعليم داد و فرمود: هر كه شش ركعت نماز بگذارد، در هر ركعت حمد،
و «قل اللهم مالك الملك توتى الملك من تشاء- الى قوله:- بغير حساب» (1) فاذا فرغ من صلاته قال:
جزى الله محمدا ما هو اهله.
غفر الله له كل ذنب الى سبعين سنه و عطاه من الثواب ما لا يحصى.

دعاؤها عليهاالسلام في شكواها لطلب الرحمة من اللّه تعالي
عن الباقر عليه‏السلام قال: ان فاطمة بنت رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله مكثت بعد رسول‏اللّه ستين يوماً، ثم مرضت فاشتدّت عليها، فكان من دعائها في شكواها:
يا حَىُّ يا قَيُّومُ، بِرَحْمَتِكَ اَسْتَغيثُ فَاَغِثْني، اَللَّهُمَّ زَحْزِحْني عَنِ النَّارِ، وَ اَدْخِلْنيِ الْجَنَّةَ، وَ اَلْحِقْني بِاَبي مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وَ الِهِ.

و «بگو خداوند صاحب اختيار جهان است، به هر كه بخواهد مى‏دهد- تا آنجا كه فرمود:- بدون حساب» را بخواند، و بعد از نماز بگويد:
خداوند پيامبر را آنگونه كه شايسته اوست پاداش دهد.
خداوند گناهانش را تا هفتاد سال مى‏آمرزد، و ثواب بسيارى را به او مى‏دهد.

دعاى آن حضرت در هنگام بيمارى براى كسب رحمت الهى
از امام باقر عليه‏السلام روايت شده كه فرمود: فاطمه عليه‏السلام دختر پيامبر، بعد از پدرش شصت روز زندگى كرد، آنگاه ايشان بيمار شد و بيمارى آن حضرت شدت يافت، از جمله دعاهاى ايشان در هنگام بيماريش اين دعا بود كه فرمود: اى زنده، اى پايدار، به رحمتت پناه آورده‏ام، مرا پناه ده، خداوندا مرا از آتش دور دار و به بهشت وارد ساز، و مرا به پدرم محمد- كه درود تو بر او و خاندانش باد- ملحق ساز، و در خانه امنت بهشت مرا ساكن گردان.

دعاؤها عليهاالسلام فى ليلة و فاتها لطلب رحمة الله تعالى
روى عن على عليه‏السلام انه قال: فلمّا كانت الليلة التى اراد الّله ان يكرمها و يقبضها اليه اقبلت تقول: و عليكم السلام، و هى تقول لى: يابن عم قد اتانى جبرئيل مسلّماً- الى ان قال:- فسمعناها تقول: و عليك السلام يا قابض الارواح، عجّل بى و لا تعذبنى، ثم سمعناها تقول:
اِلَيْكَ رَبّي، لا اِلَى النَّارِ.
ثم غمضت عينيها و مدّت يديها و رجليها، كأنّها لم تكن حية قط.
دعاؤها عليهاالسلام في شكواها، لغفران ذنوب شيعتهم
عن اسماء بنت عميس: رأيتها عليهاالسلام فى مرضها جالسة الى القبلة، رافعة يديها الى السماء، قائلة:

دعاى آنحضرت در شب وفاتش براى طلب رحمت الهى
از حضرت على عليه‏السلام روايت شده: در شبى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به لقاءالله پيوست و خداوند او را بسوى خود فراخواند، گفت: و سلام بر شما، و بمن گفت: پسر عمويم جبرئيل سلام گويان نزد من آمد- تا آنجا كه فرمود:- شنيديم كه گفت: و بر تو سلام باد اى گيرنده روحها، جان مرا سريعتر بگير و مرا آزار مده، آنگاه شنيديم كه گفت:
پروردگارم بسوى تو مى‏آيم، نه بسوى آتش و عذابت.
آنگاه چشمهايش را بر هم نهاد و دستها و پاهايش را دراز كرد، گويا هرگز زنده نبوده است. دعاى آن حضرت در هنگام بيمارى براى بخشش گناهان شيعيانشان
از اسماء بنت عميس روايت شده: در زمانى كه آن حضرت بيمار بود ديدم كه رو به قبله نشسته و دستها را به سوى آسمان بلند كرده و مى‏گفت:

اِلهي وَ سَيِّدي اَسْاَلُكَ بِالَّدينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدي في مُفارَقَتى، اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتي وَ شيعَةِ ذُرِّيَّتي.
دعاؤها عليهاالسلام لطلب الموت لما وقع عليها من الظلم
يا رَبِّ اِنّي قَدْ سَئِمْتُ الْحَياةَ، وَ تَبَرَّمْتُ بِاَهْلِ الدٌّنْيا، فَاَلْحِقْني بِاَبي.
دعاؤها عليهاالسلام لتعجيل وفاتها
يا اِلهي عَجِّلْ وَفاتي سَريعاً، فَلَقَدْ تَنَغَّصَتِ الْحَياةُ.
دعاؤها عليهاالسلام عند وفاتها
اَللَّهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفي وَ شَوْقِهِ اِلَيَّ، وَ بِبَعْلي عَلِيِّ الْمُرْتَضي وَ حُزْنِهِ عَلَيَّ، وَ بِالْحَسَنِ الْمُجْتَبي

پروردگارا و معبودا! تو را سوگند ميدهم به آنانكه ايشانرا برگزيدى، و تو را سوگند ميدهم به گريستن فرزندانم در فراق من، كه گناهكاران شيعيانم و شيعيان فرزندانم را بيامرزى.
دعاى آن حضرت در طلب مرگ، بعد از آنكه بر ايشان ظلم واقع شد
پروردگارا! از زندگى دنيا خسته شده و از اهل آن بيزار گشته‏ام، پس مرا به پدرم ملحق نما.

دعاى آن حضرت براى تعجيل در وفاتش
بارالها! لحظه مرگم را زودتر برسان كه زندگى برايم تنگ گرديده است.

دعاى آن حضرت در هنگام وفات
خداوندا! از تو مى‏خواهم بحق محمد مصطفى و شوق او بمن، و به شوهرم على مرتضى و حزن او بر من، و به حسن مجتبى و گريه او بر من،

وَ بُكائِهِ عَلَيَّ، وَ بِالْحُسَيْنِ الشَّهيدِ وَ كَ‏آبَتِهِ عَلَيَّ، وَ بِبَناتِيَ الْفاطِمِيَّاتِ وَ تَحَسُّرِهِنَّ عَلَيَّ، اَنَّكَ تَرْحَمُ وَ تَغْفِرُ لِلْعُصاةِ مِنْ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ وَ تُدْخِلُهُمْ الْجَنَّةَ، اِنَّكَ اَكْرَمُ الْمَسْؤُولِينَ، وَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.
دعاؤها عليهاالسلام عند وفاتها لطلب رضوان‏اللّه‏تعالى
روى عن عبداللّه بن الحسن، عن ابيه، عن جده عليه‏السلام انّ فاطمة بنت رسول اللّه صلى الله عليه وآله لمّا احتضرت نظرت نظراً حادّاً، ثم قالت:
اَلسَّلامُ عَلى جَبْرَئيلَ، اَلسَّلامُ عَلى رَسُولِ‏اللَّهِ، اَللَّهُمَّ مَعَ رَسُولِكَ، اَللَّهُمَّ في رِضْوانِكَ وَ جِوارِكَ وَ دارِكَ دارِالسَّلامِ.
ثم قالت: اترون ما راى، فقيل لها: ما ترى؟ قالت: هذه مواكب اهل السماوات، و هذا جبرئيل و هذا رسول‏الله و يقول: يإ؛پ‏پ ّّ بنيّة اقدمى، فما امامك خير لك.
و به حسين شهيد و اندوهش بر من، و به فرزندانم و حسرت خوردنشان بر من، كه گناهكاران امت پيامبر را بخشيده و برآنان رحم نموده، و داخل بهشت نمائى، تو بزرگوارترين سؤال شده و مهربانترين مهربانانى.

دعاى آن حضرت هنگام وفات، براى كسب رحمت الهى
روايت شده كه آن حضرت هنگام احتضار به جانبى توجه كرده و فرمودند: سلام بر جبرئيل، سلام بر رسول خدا، پروردگارا مرا همراه پيامبرت قرار ده، پروردگارا در رضوان تو و همسايگى تو و در خانه امنت بهشت مرا ساكن گردان.
آنگاه فرمود: آيا آنچه من مى‏بينم را شما نيز مى‏بينيد، به ايشان گفته شد:چه‏مى‏بينى؟ فرمود: اينها دسته‏هايى از اهل آسمان مى‏باشند، و اين جبرئيل، و اين پيامبر است كه‏مى‏فرمايد: دخترم بيا، آنچه در پيش روى توست براى تو بهتر است

  1ـ آل عمران: 26.